الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

186

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سجر : السَّجْر : افروختن آتش است . سَجَرْتُ التَّنُّورَ : تنور را افروختم و گرم كردم و بر اين معنى است آيه : ( وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ - 6 / طور ) . شاعر گويد : إذا شَاءَ طالَعَ مسجورةً * تَرَى حوْلَها النَّبْعَ و السَّاسَما يعنى : ( وقتى ضعيف مىشود با اشتعال افروخته و ظاهر مىگردد و تو در اطرافش چوبهاى آتشزنه و گياه خشك مىبينى ) . و آيه : ( وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ « 1 » - 6 / تكوير ) يعنى درياها همچون آتش افروخته مىشود ، اين معنى از حسن است و نيز گفته شده است آب آنها كم مىشود و كم شدن آب به خاطر فروزش آتش است كه در آنها هست . ( ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ - 72 / غافر ) مثل آيه : ( وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ - 24 / بقره ) است ( يعنى آتشى كه آتش زنه آن سنگ و مردم است و آنان به پاداش آتش افروزى دنيائيشان در آنجا افروخته مىشوند و به گفتهء مولوى : آتشى اينجا كه بر دلها زدى * مايهء نار جهنّم آمدى سَجَرَتِ النّاقةُ : استعاره از هيجان شتر در دويدن است مثل : اشتعلت النّاقة . السَّجِير : كسى كه در محبّت با دوستش گرم و با حرارت است مثل فلان محرق فى مودّة يعنى : ( او در آتش دوستى سوخته و مشتعل است ) شاعر گويد : سُجَرَاء نفسى غير جمع أُشَابة ( فروزش جانم آنچنان است كه موهايم سپيد شده و پيرم ) .

--> ( 1 ) فرّاء مىگويد : در سخن خداى عزّ و جل ( وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ - 10 / طور ) و ( وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ - 6 / تكوير ) على بن أبي طالب ( رض ) مىگويد : مسجور بالنّار اى مملؤ يعنى صفت مسجور براى درياها پر بودن از آتش است و مسجور در كلام عرب همان ، پر شده است . سجرت الاناء : ظرف را پر كردم . و باز فرّاء مىگويد : ( وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ 6 / تكوير ) يعنى درياها همه به صورت دريائى واحد در مىآيند . ( تهذيب اللّغه 10 / 576 ) .